تبلیغات
¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸

¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸

جایی برای خندیدن☺

سلام

 

سلام من نسیم هستم امیدوارم که از این وبلاگ خوشتون بیاد .

 

*«قابل توجه دوستان عزیز تا پیدا نشدن قالبی مناسب قالب این وبلاگ مرتب عوض میشود لطفا هنگام ورود هیجان زده نشوید.»

+ لطفا هر وقت آپ میکنید خبرم کنید

+ تو نظر سنجی وبلاگم شرکت کنید

+ برای گوش دادن آهنگ وبلاگم صبر کنید کامل لود بشه بعد پلیش کنید(خیلی وقتتون رو نمیگیرها)


برچسب ها:پست ثابت، خوش آمدید،

♥ دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت 02:31 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

اختلاف سلیقه

سلام . خوبین خیلی وقت بود آپ نکرده بودم اینم مطلب امروزم.

نوکری در منزلی کار میکردکه آقا و خانم با هم اختلاف سلیقه داشتند. وقتی که نو کر برای خرید از منزل خارج میشد.آقا میگفت :فلان چیز را بخر،خانم می گفت نخر.وقتی خانم می گفت فلان چیز را بخر آقا می گفت نخر.

نوکر که از این اختلاف سلیقه به تنگ آمده بود،روزی در میان بخر و نخر خانم و آقا با عصبانیت گفت : راستی که من کلافه شده ام. یکی می گوید بخر،یکی می گوید نخر،من بینوا مانده ام میان دو خر !!!

امیدوارم که خوشتون اومده باشه.



♥ سه شنبه 6 تیر 1391 ساعت 09:42 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

خبر خبر

salam

من یه وب جدید زدم  البته تو بلاگفا

اینم آدرسشه لطفا بسرین:

 

nagisa.blogfa.com

 



♥ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت 07:59 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

طالع بینی متولدین تیر

سلام دوستای گلم

من این اپو به خاطر دوستم یه دختر ، خواهرم سایه و بقیه متولیدین این ماه کردم .

امیدوارم خوشتون بیادو نظرم فراموش نشه .

برای خوندن برین ادامه

 


ادامه مطلب

♥ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت 07:33 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

چه روزی بود دیروز!!!

سلام دوستای گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه و مث من نباشید

دیروز صبح مامانم ساعت 9بیدارم کرد گفت بلند شو مهمون داریم خلاصه من از جام بلند شدم .ساعت 12 بود که مامان بزرگم به همراه یکی از زن دایی ها و عمه مامانم اومدن خونمون تا اینجا همه چیز خوب بود اما وقتی بابا بزرگم ماشینشو اورد داخل منم می خواستم درو زود ببندم دستم رفت لای در آخه در سه لایه بود خشکم زد دستمو نگاه کردم فکر کردم شکسته و خرد شده منم که به قولا اشکم دم مشکمه شروع کردم به گریه کردن همه ریخن بیرون داداش کوچیکمم به بابام زنگ زد اما از اونجایی که داداشم الکی حرف می زنه به حرفش اعتنایی نکرد یکم بعدش دستم جا گرفت البته بازم یه خورده درد می کرد خلاصه نمی دونم ساعت چند بود که بند و بساط ناهار رو پهن کردیم .بعد از خوردن غذا با آجیم اومدیم بالا و رایانه رو روشن کردم و سایه به وبلاگش سرزد منم کنارش بودم مامانمم اومد کولر اتاقو روشن کرد وقتی اتاق سرد شد دستم درد گرفت و نگاه کردم که  یکی از انگشتام باد کرده  و از اونجاییم که من خوب سرما رو به خودم جذب می کنم هر کی میومد کنارم دستمو به صورتش ی زدم و می گفتن چه یخی .خلاصه بعد از سایه نوبت من رسید منم یکم تو اینترنت موندم و بعد رفتیم پایین راستی یادم رفت که بگم یکم بعد ناهار خالمم اومد حدودا 1ساعت بعد یکی اومدخونمون وبعد ترشم یکی دیگه دوباره ما اومدیم بالا،دوباره نشستیم پای رایانه یکی دو ساعت بعد خلم که دید ما معمولا پای رایانه ایم صداش بلند شد و گفت بیاین کمک کنین آخه واسه اینکه موکت جدیدو پهن کنن وسایلو برده بودن این ور رو اون ور چون ما تازه  نقل مکان کرده بودیم بگذریم تو ادامه ماجرای شبو تعریف  میکنم  


برای خوندن داستن شب اینجا بکلیک

♥ جمعه 26 خرداد 1391 ساعت 02:56 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

یک رویا +دو سخن از بزرگان

سلام خوبین ؟

 قبل از هر چیزی ازتون می خوام تو نظر سنجیم شرکت کنین لطفا

خواب دیده بود در ساحل در حال قدم زدن با خداست .رو به رو در پهنهءآسمان ،صحنه هایی از زندگیش به نمایش در آمد .متوجه شد که در هر صحنه دو جای پا درماسه فرو رفته ،یکی جای پای او و دیگری خدا!وقتی آخرین صحنه ی زندگیش به نمایش درآمد ،متوجه شد که خیلی از اوقات ،در سخت ترین و ناراحت کننده ترین لحظات زندگی تنها بوده و این موضوع اورا رنجاند.واز خدا پرسید :

«خدایا!توگفتی چناچه تصمیم بگیرم با توباشم همیشه همراه من خواهی بود .ولی متوجه شدم در بدترین شرایط زندگی فقط یک رد پا وجود دارد!نمی فهم ،چرا؟نمی فهمم چرا در مواقعی که بیشترین احتیاج را به  تو داشتم مرا تنها گذاشتی؟»

وخدا پاسخ داد:«مخلوق عزیز و گرانقدر ؛من،تو را دوست دارم.هرگز تو را تنها نگذاشتم .زمانی که تو در آزمایش و رنج بودی ،فقط یک جای پا میدیدی و این درست زمانی بود که من تورا در آغوش گرفته بودم .»


ادامه مطلب

♥ چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت 11:47 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

وا چه چیزا!2

 

دختر امریکایی پلاستیک می خورد

 

دختری در آمریکا در عادتی عجیب مواد پلاستیکی مثل بطری آب و کنترل تلویزیون را می خورد.

این دختر 18 ساله که در کالیفرنیای امریکا زندگی میکند ،طی 11سال گذشته حدود 60هزار شیءپلاستیکی خورده است.

کیلین در این باره گفت:تاکنون 12 کنترل تلویزیون،حدود 5هزار مهرهی پلاستیکی ،10 بطری آب و دیگر اشیای پلاستیکی خورده ام.

وی افزود:پلاستیک تنها چیزی است که دوست دارم بخورم و احساس میکنم به خوردن آن نیاز دارم.

کیلین که بیشتر پلاستیک های مصرفی اش را از رستوران محل کارش جمع آوری میکرد ،افزود:مواد تشکیل دهنده ی کنترل تلویزیون ،یکی از خوشمزه ترین پلاستیک هایی است که خورده ام .  



♥ سه شنبه 23 خرداد 1391 ساعت 12:11 ق.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

وا چه چیزا!

سرقت مسلحانه ی پیتزا 

پدر و دختر مسلحی برای اینکه خود را سیر کنند به یک پیک رستوران حمله کردند و تنها یک پیتزا به سرقت بردند .!

به گزارش خبرشینهوا،سارقان استرالیایی که در تعقیب پیک رستوران بودند و وی را با چاقو تهدید کردند ،فقط پیتزا می خواستند.آنان پس از گرفتن پیتزا مقابل چشمان این مرد به مجتمع مسکونی جنب رستوران رفتند .

سخنگوی پلیس در ارتباط با این سرقت گفت:«با اینکه پیک رستوران از اینکه سارقان چاقوی خود را برای تهدید جلو آورده بودندحسابی شوکه شده بود اما سارقان بدون تهدید برای گرفقتن پول ،از همان ابتدا به او گفتنه اند که فقط پیتزا ها را می خواهند.»

گفتنی است،پلیس برای دستگیر کردن این مرد که دختر 15 ساله اش نیز وی را همراهی می کرد ، هیچ مشکلی نداشت.



♥ سه شنبه 23 خرداد 1391 ساعت 12:07 ق.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

نتیجه نظر سنجی

SALAM

دوباره اومدم یه مدتی نبودم فکر کردین از شرم خلاص شدین امون از خیال باطل

 

نتیجه نظرسنجی فعال بلاگ
-مشاهده نتیجه نظرسنجی
چه چیزایی رودوست دارین دربارش براتون بزارم؟
چهاردهم فروردین 91 ساعت 15:31:01
کارتون
16 درصد
(4 رای)
فیلم
8 درصد
(2 رای)
دانستنی
0 درصد
(0 رای)
شعر
4 درصد
(1 رای)
جوک و لطیفه
4 درصد
(1 رای)
همشون
48 درصد
(12 رای)
هیچکدوم رو دوست ندارم
20 درصد
(5 رای)
شرکت کنندگان 25 نفر



♥ یکشنبه 21 خرداد 1391 ساعت 11:07 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

*آبگوشت!!!!!!!!!!!!!*

سلام  خوبین بچه ها

اگه دوست داشتین بیاین ادامه مطلب و نظر بدین


ادامه مطلب

♥ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ساعت 02:29 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

طالع بینی متولدین خرداد

سلام من این اپو به خاطر شقایق جوووون و  بقیه ی متولدین خرداد کردم .

امیدوارم که خوشتون بیاد .

اگه نظر بزارین خوشحالم کردید .

خوب دیگه بیاین ادامه.


ادامه مطلب

♥ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ساعت 01:48 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

رزم رستم و ویروس

سلام دوستای خوبممممممممم

امروز میخوام براتون یه شعر بزارم بنام رزم ویروس و رستم.

امیدوارم خوشتون بیاد.برین ادامه اگه نظر بدین خوشحالم میکنید.


ادامه مطلب

♥ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ساعت 05:54 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

طالع بینی متولدین بهمن

سلام دوستای گلم

من چون بهمنی هستم از این ماه گذاشتم . اگه دوست داشتین بگین تا براتون بازم بزارم .اونایی هم که متولد بهمننن بهم بگن خوشحال میشم.

من که باور دارم چون نصف بیشترش از نظر من درسته.

برین ادامه زود زود


ادامه مطلب

♥ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ساعت 10:27 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

بگو مگو

سلام امروز می خوام کتاب سنگستان رو بهتون معرفی کنم خیلی جالبه مخصوصا واژگانش که حرف نداره ادم میمیره از خنده البته بعضی جا هاشم نیاز به سانسور خیلی خیلی کوچیک داره.

جلد یکش عقاید و آداب و رسوم عامه بوشهره.مولفشم عبدالحسین احمدی ریشهریه.

امروز می خوام از بگو مگوی عروس ومادر شوهر براتون بزارم

البته وزن و آهنگ درستی نداره ولی بهتر از هیچیه .

من چون بوشهریم از این کتاب گذاشتم اگه بوشهری نیستین  یه کتاب از دیار تون بهم معرفی کنین


ادامه مطلب

♥ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ساعت 11:44 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

زیبا ترین مرد آسیا

سلامممممممم خوبین؟

 

زیباترین مرد

(i know you see it but....)

  چون یومی کیم هانتر در واقع یک مرد است !

بیاین ادامه
 


ادامه مطلب

♥ پنجشنبه 31 فروردین 1391 ساعت 04:10 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

بیاین اینجا

 یه سلام گرم  به گرمی آفتاب فروزان

دوستای خوبم این لوگوی وبلاگمه امیدوارم که خوشتون اومده باشه

اگه درمورد این لوگو نظر بدین خیلی خوش حال میشم

فعلا بایییییییییی



♥ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ساعت 02:33 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

گذشته هامون بخیر

بیاین ادامه مطلب


ادامه مطلب

♥ یکشنبه 27 فروردین 1391 ساعت 03:11 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

ببین و نظر بده

دوست جونام سلامممممممم!

اینا رو ببینین بعدشم نظر بدین تا اگه قشنگ بودن بازم بزارم

زود زود بیاین ادامه


ادامه مطلب

♥ سه شنبه 22 فروردین 1391 ساعت 09:35 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

بدون شرح

خوملای من خوفین ؟             با یه آپ دیگه چطورین؟       امرووووووز چی بزارم؟

 

خوب بزارین بگم چرا اسمشو گذاشتم فقط برای لحظه ای              

چون من می خواستم فقط یکم از وقتتون رو بگیرم تا  یکم سرگرم بشین اگه می بینین خالیه(زیاد مطلب نداره)بخاطر اینکه تازه اولشه و چون مدرسه باز شده نمی تونم زیاد اپ کنم.



♥ سه شنبه 15 فروردین 1391 ساعت 07:36 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

ناروتو

بچه ها تو این آپم میخوام از ناروتو براتون عکسای فشنگو قشنگی بزارم

 عکس دسته جمعی

ناروتو وساسو کهناروتو

ساسوکه

سا کورا

بیاین ادامه مطلب


ادامه مطلب

♥ دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت 09:38 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

آه ای سیب سخاوتمند...

این شعر از کتاب آه ای سیب سخاوتمند که مجمعه ای از شعر شاعران فرهنگی استان بوشهره و سرودهای از رضا معتمده.

پیش از اینت گفتنی ها بود اما حال هیچ

مینشینی با سلامی سرد و در دنبال هیچ

 

سال پیش از از آشنایی موج میزد چشمهات

عشق مینوشیدم از دستت ولی امسال هیچ

 

آه!ای سیب سخاوتمند ای سبز کریم!

سهم من از شاخه هایت جز نگاهی کال هیچ

 

از تماشایم گریزانی نمی دانم ولی

غیر تصویر تو در این قاب بی تمثال هیچ

 

قله قاف منی ققنوس تنهای توام

جز تمنای تو با این مرغ آتشبال هیچ

 

کاش میگفتی سر انجام از نگارستان تو

میشود نقشی نصیبم یا زبانم لال هیچ



♥ دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت 04:16 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()

.: تعداد کل صفحات 6 :. [ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]