تبلیغات
¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸ - رزم رستم و ویروس

¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸

جایی برای خندیدن☺

رزم رستم و ویروس

سلام دوستای خوبممممممممم

امروز میخوام براتون یه شعر بزارم بنام رزم ویروس و رستم.

امیدوارم خوشتون بیاد.برین ادامه اگه نظر بدین خوشحالم میکنید.

کنون رزم ویروس و رستم شنو

دگرهاشنیدی این هم شنو

که اسفندیارش یکی دیسک داد

بگفتابه رستم که ای نیک زاد

دراین دیسک باشد یکی فایل ناب

که بگرفتم از سایت افراسیاب

برو خرمی کن بدین دیسک هان

که هم نون وهم آب باشد در ان

تهمتن روان شد سوی خانه اش

شتابان بدیدار رایانه اش

دگر صبر و ارام و طاقت نداشت

و ان را در داریوش گذاشت

نکرد هیچ صبر و هیچ لفت

بکی هم کپی از همان دیسک گرفت

در ان دیسک دیدش یکی فایل بود

بزد اینتر وان را اجرا نمود

به ناگه چنان سیستمش کرد هنگ

که رستم  در ان ماندمبهوت و منگ

تهمتن کلافه شد و داد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود

بیامد که لیسانس رایانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش

و زان دیسک و برنامه قابلش 

چو رستم بدو داد قیچی و ریش

یکی دیسکbootableاورد پیش

به ناگه یکی رمز ویروس یافت

پی حفظ امضای ایشان شتافت

به خاک اندر افکند ویروس را

تهمتن به رایانه زد بوس را

چنین گفت تهمینه به شوهرش

که این باربگذشت از پل خرش

دگر بار برنامه زین سان مکن

ز رایانه اصلا صحبت مکن

قسم خورد رستم همی با شتاب

نگیرد دیسک ز افراسیاب



♥ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ساعت 04:54 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()