تبلیغات
¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸ - عشق بی قید و شرط

¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸

جایی برای خندیدن☺

عشق بی قید و شرط

داستانی درباره یک پسر ویک درخت آمده است که عشق بدون قید و شرط را به بهترین شکل ممکن نشان می دهد.درخت خیلی خوشحال است که آن پسر نزد اوست .پسر غمگین است و می گوید:

«من پول لازم دارم»درخت می گوید«من پول ندارم ولی سیب دارم .اگر می خواهی می توانی تمام سیب های مرا چیده و به بازار ببری و بفروشی تا پول به دست آوری.»آن وقت پسر تمام سیب های درخت را چیده و برای فروش برد. هنگامی که پسر بزرگ شد،تمام پول هایش را خرج می کند.برمی گردد و می گوید:«من می خواهم یک خانه بسازم وپول کافی ندارم که چوب تهیه کنم.»درخت می گوید:«شاخه های مرا قطع کن .آنها را ببر و خانه ای بساز.»وآن پسر تمام شاخه های درخت را قطع کرد.آن وقت،درخت شاد و خوشحال بود.پسر بعد از چند سال،بد بخت تر از همیشه برمی گردد و می گوید:«می دانی من از همسر و خانه ام خسته شدم و می خواهم از آنهادور شوم،اما وسیله مسافرت ندارم.»درخت می گوید:«مرا از ریشه قطع کن و میان مرا خالی کن و روی آب بینداز و برو.»پسر آن درخت را از ریشه قطع می کند و به مسافرت می رود و درخت هنوز شاد شاد بود.

من:چه پررو بوده پسره!!!



♥ چهارشنبه 28 تیر 1391 ساعت 09:46 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()