¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸

جایی برای خندیدن☺

عنوان نداریم!!!

سلام دوستان خوبید؟

امروز صبح کلاس جبرانی زبان داشتمولی میشه گفت بد نبود.

واسه برگشت که با اتوبوس اومدم داشتم میمردم از ترس آخه از اون اتو بوس زردا بود که نزدیک بود آتیش بگیره

هر وقت فکر میکنم میمیرم از خنده

و اما خبر خوش امروز که به خاطرش تا رسیدم سیستم رو روشن کردم.دختر داییم چشم به جهان گشود

خیلی خیلی خوشحالم ؛من دختر دایی نداشتم فقط دوتا پسر دایی داشتم و این خیلی خوبه

نمیدونید چه قدر خوشحالم                                 

نمیدونم اسمش چیه آخه سر اسمش بحث و جدل بود ولی شاید اسمش رو بذارن ریحانه!

ذوق مرگ شدم !!!

با وجود این که خیلی از دوستام خاله و عمه میشن ولی من به همینش قانع ام



♥ جمعه 10 شهریور 1391 ساعت 11:57 ق.ظ توسط - نظرات()