تبلیغات
¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸ - سیلوم+راننده سرویس

¸.•*´•.♥.•ﺁﻟﻮﻧڪ ﻳﮧ ﺧﺟﺂﻟﺘﮯ•.♥.•`*•.¸

جایی برای خندیدن☺

سیلوم+راننده سرویس

سلام

یه مدت نیستم ولی سر میزنم و نظراتون رو جبران میکنم

نمیدونین یه راننده سرویسی داشتیم که بعضی اوقات عجیب غریب میشد سال دوم راهنمایی یکم رفتارش قابل تحمل تر بود ولی سال سوم دیگه شورشو در اورده بود نخود هر آشی میشد و همش خواست بفهمه ما داریم بهم چی میگیم ولی خدا رو شکر راننده سرویس پارسالمون کاری به کارمون نداشت فقط یه بار پیشنهاد داد که بزنه ماشین رو چپ کنه تصادف کنیم بعد هر کدوممون یه درصدی از پول بیمه بگیریم:|

نکته :ر.ر = راننده سرویس راهنمایی

شما نمیدونین این ر.ر ما چقدر از دست من نا امید شده برای  مثال به نمونه های زیز توجه بفرمایید:

1.بعد از امتحان های نوبت اول سال سوم بود که به خاطر یه موضوعی سر موضوع دوست و دوستی باز شد  این مثل همیشه ر.ر خان پرید وسط و اظهار نظر کرد و من از جایگاه دوست طرفداری کردیم که یهو برافروخت و گفت :واقعا ازت توقع نداشتم.چند سالته؟

- 14

-خوب این یعنی من 13 سال ازت بزرگتر پس من بیشتر  میفهمم تو برو جلو بابات بگو دوست تا بابات درجا تو دهنت بزنه

+این یعنی 27 سالش بود و من اگه زن و بچشه 2سالشو ندیده بودم عمرا باور میکردم فکر کنم از بس حرص خورده نصف بیشتر موهاش سفید و بقیه خاکستری شدن

+طبق گفته های ر.ر الان من باید کلی تو دهنی خورده باشم:| چه حرفایی میزنه این ر.ر ها بابام تاحالا دستش روم بلند نشده نمیشه و نخواهد شد تازه بابام بیشتر از من دوست دوست میکنه

2.آخرین روزای سرویس دهیش در سال سوم ازمون خواست که نظرمون رو در مورد این مدت خواست تا بفهمه چه طور بوده بعد رو کرد به دوتا از بچه ها و گفت شما نمیخواد بگید چون میدونم اصلا راضی نبودین بعد بچه ها یکی یکی نظرشون رو گفتن آخرین نفر نوبت من بود منم که راضی نبودم ولی بخاطر اینکه خیلی ناراحت نشه گفتم :بد نبود

- دستت درد نکنه ...بد نبود؟

+فکر کنم بهش خیلی برخورد نظرتون کار بدی کردم باید میگفتم خوب بود؟یه جورایی الان عذاب وجدان گرفتم

+نظر ر.ر در مورد من در آخرین روز سرویس دهی(من ازش نظر نخواستم ولی بخاطر دلایلی بهش حق میدم جلو خودشو نگیره و بگه):

"تو دختر خیلی خوبی هستی و به نظر م در آینده دکتر مهندسی میشی ولی اخلاقت یه جوریه یهو شاد و خرمی و بعد یهو اخمات تو هم میره و عجیب غریب میشه"



♥ دوشنبه 25 شهریور 1392 ساعت 10:21 ب.ظ توسط ✗✘ﯨُﺧﺘَﺮﮮ اَز ﺟِنسِ ﻳَﺦ✘✗ نظرات()
نمایش نظرات 1 تا 30